X
تبلیغات
نماشا
رایتل
گروه آموزشی علوم اجتماعی و جغرافی در سوریه و لبنان و اردن
 
قالب وبلاگ


گاهشماری برخی اقوام وملتها


تهیه کننده:آقاب موسی اسد ی

آشور وبابل :

   در این تمدنها  گاهشماری خورشیدی قمری درهزاره سوم قبل از میلاد اختراع شده بود . یعنی نزدیک به اختراع خط در بین النهرین جنوبی سال به دو فصل زمستان وتابستان ودربین النهرین شمالی به سه فصل و درآناتولی به چهار فصل تقسیم می شد. مبدا تقویم نیز مسائلی طبیعی مانند برداشت محصول ویا غیر طبیعی مانند جلوس پادشاهان بوده است . هر از دو یا سه سال نیز سال را سیزده ماه محا سبه می کردند.

گاهشماری مصری :

مصریان در چهار هزار سال پیش گاهشماری منظمی داشتند . تقویمشان خورشیدی 65 SemiHidden=; mso-table-condition:first-column; mso-style-priority:62; mso-style-unhide:no; font-family: قمری بود یعنی ماه قمری و سال خورشیدی 365  روزی و سال را از روی حرکت ستاره «شعرای» یمانی (از کلب اکبر )محاسبه می کردند . در آغاز اقتران شعرا با خورشید را که مقارن طغیان رود نیل بود آغاز سال قرار دادند . بعدا با انجام اصلاحاتی سال خود را از 360 روز به 365 روز تغییر دادند و پنج روز اضافی به آن افزودند (اپاگومن ) . پس از چندی نیز به دلیل اینکه یک چهارم روز در تقویم خود در نظر بگیرند اصلاحاتی انجام داده و هر از چند سال یک ماه به سال اضافه می کردند .

مبدا تقویم جلوس پادشاه بود . سال سه فصل داشت با نام هایی نزدیک به فصل طغیان فصل کار فصل خرمن و فرو نشستن آب. ماهها نام معین نداشتند و از روی شماره مربوط به فصل معین         می شدند روز ها هم در ماه شماره داشتند پس تاریخ بدین صورت ثبت می شد : روز چندم ماه چندم فصل فلان از سال چندم پادشاهی فلان فرعون . هر روز به دوازده قسمت و هر شب به دوازده قسمت نامساوی تقسیم می شد . گاهشماری مصری بر گاهشماری ایرانی و دیگر اقوام از جمله تقویم قیصری تاثیر گذاشته است .

گاهشماری یهودی :

تقویم یهود تاسده چهارم قبل از میلاد قمری کامل بود و سپس تقویم خورشیدی قمری پذیرفته شد و دوره 19 ساله متونی در نظر گرفته شد که سالهای سوم ، ششم ، هشتم ، یازدهم ، چهاردهم ، هفدهم ، نوزدهم 13 ماهه اند در این سالها ماه اضافی پیش از ماه «آدارالف»خوانده می شد و ماه آدار همیشگی را «آدار ب»می خوانند ماههای یهود در سال سیزده ماهی از این قرار است :

تیشری 30 روز _ هشوان29یا30روز-کیسلو 29یا30روز-تبت29روز-شبات30روز-آدارالف30روز(فقط در سالهای کبیسه)-آدار ب 29روز-نیسان30روز-ایار29روز-سیوان30روز-آب 30روز-الول29روز، آغاز روز بعد از غروب خورشیدی است ولی آغاز روز عرفی بعد از 6صبح می باشد . مبدا تاریخ یهود خلقت عالم است که به عقیده انان در اکتبر 3761ق م بوده است .

گاهشماری میلادی :

مبدا میلادی در حدود  525سال بعد از تولد حضرت عیسی (ع)راهبی به نام دیونوسیوس اگسی اگوئوس این مبدا اختیار شد . آغاز این مبدا 754مین سال از بنای شهر رم است . اما در درستی این محاسبه تردید شده است زیرا که بنابر انجیلهای چهار گانه مسیح در زمان پادشاهی هرودوس بزرگ متولد شده است و این پادشاه در سال 750 از بنای شهر رم مرده است. پس حضرت عیسی حد اقل چهار سال پیش از تاریخی که برای ولادت او پذیرفته اند متولد شده است .

گاهشماری میلادی دنباله تقویم قیصری یا یولیانی (ژولینی)است . در سال 43 قبل از میلاد به دستور ژول سزار مقرر شد که هر چهار سال یکبار سال را کبیسه کنند ، اما در این تقویم سال25 ،365 روز در نظر گرفته شد و با سال طبیعی اندکی تفاوت داشت . یعنی حدود 11 دقیقه و 16ثانیه که در نتیجه ی انباشته شدن این مقدار تا سال 1582 سال یولیانی 10 روز از سال طبیعی جلو افتاده بود یعنی در حالی که تقویم اعتدال بهاری را در 21 مارس نشان می داد. ولی اعتدال بهاری واقعی در 11 مارس رخ داده بود .لذا پاپ گریگوار سیزدهم دستور داد تا تقویم 10 روز جلو برده شود یعنی روز بعد از چهار اکتبر بجای 5 اکتبر 15 اکتبر خوانده شد . و از آن پس قرار شد که در هر چهار صد سال سه کبیسه را حذف کنند بدین صورت که سالهایی که عددشان به دو صفر ختم می شود ؛مگر آنکه به 400 قابل تقسیم باشند کبیسه نشوند . مثلا سالهای 1700 و 1800 و 1900 کبیسه نیستند و سالهای 1600 و 2000 کبیسه می باشند .

گاهشماری عرب پیش از اسلام :

عرب ها تقویم قمری محض داشتند و در ماه آخر آن برای زیارت بتها و خانه کعبه در مکه جمع    می شدند ، که همراه با بازرگانی نیز بود و لازم بود در فصلی انجام شود که هوا نیز مساعد باشد . اما ماهها در فصلها جابجا می شد و این امر مشکلاتی را به دنبال داشت. لذا اعراب نیز به تقلید از یهودیان هر از چند سالی یکماه را به سال می افزودند که به این کار «نسئ »یعنی جابجا کردن     می گفتند که در اختیار سران قبیله بنی کنانه بود و در زمان حج رییس قبیله بنی کنانه اعلام می کرد که کدام ماه را نسئ کرده است .

نسئ تا سال دهم هجرت ادامه داشت.در این سال بر اساس آیه 36 و 37 سوره توبه این عمل از سوی پیامبر (ص)نهی شد. در این آیات تصریح شده است، شماره ماهها دوازده ماه است که چهار ماه آن حرام (رجب ذیقعده ذیحجه محرم )می باشد و نسئ نیز در حکم کفر شناخته شد .

نام ماههای دوازده گانه جاهلی چنین ثبت شده است : موتمر ناجر خوان بصان حنین ربی اصم عادل نانق وعل رنه برک . برخی را عقیده بر آن است که اسامی ماههای عرب دوره اسلامی در دوره جاهلیت هم مرسوم بوده است. نزد اعران جاهلی مبدا مشخصی برای تقویم نبوده است و هراز چند گاه واقعه مهمی را مبدا قرار داده که با وقوع واقعه دیگری منسوخ می شد .

 

گاهشماری هجری قمری :

در دهه اول هجرت مبدائ برای تاریخ تعیین نشده بود و هر سال اسم خاصی داشت .سال اول :عام سال دوم : الامر بالقتال سال سوم : المتحصن سال چهارم : الترفته سال پنجم : الزلزال سال ششم : الاستئناس سال هفتم :الاستغلاب سال هشتم : الاستوا سال نهم : البرائه سال دهم : الوداع .

برای انتخاب مبدا هجری دو قول وجود دارد .یکی اینکه این کار در سال هفدهم هجرت در زمان عمر صورت گرفت و دیگری اینکه در سال دهم بعد از هجرت یعنی سال الوداع پیامبر در ضمن خطبه ای مبدا هجری را مقرر فرمود . قول اول مدافعان بیشتری دارد اما همینکه از سال دهم به بعد گذاشتن اسم خاصی برای سالها متروک گردید قول دوم راقوت می بخشد . در این مبدا سال هجرت پیامبر در نظر گرفته شده است نه اینکه دقیقا روز یا ماه هجرت پیامبر (ص) . زمان آغار هجرت از مکه به مدینه 13 سپتامبر 622 م و ورود به مدینه جمعه 12 ربیع الاول (20 سپتامبر) بوده است . (اول محرم سال اول ه . ق مقارن با 16 ژوئیه 622 م و 27 تیر ماه  ه . ش بوده است .)

-گاهشماری هجری قمری بر دو گونه است : الف : نجومی یا متوسط  ب : حقیقی

در گاهشماری متوسط ماهها 29 ویا 30 روزه در نظر گرفته می شود و سال نیز 354 یا 355روز دارد؛ که سال 355روزه سال کبیسه است و در یک دوره 30 ساله سالهای سوم پنجم هفتم دهم- سیزدهم پانزدهم شانزدهم هیجدهم بیست و یکم بیست و چهارم بیست و ششم و بیست و نهم کبیسه و دیگر سالها عادی است . در این گاهشماری ماههای فرد 30 روزه و ماههای زوج 29 روزه هستند . در سال کبیسه ذیحجه 30 روزه است . در این نوع محاسبه کار دارای نظم معینی است . بر همین اساس در مورد گذشته و آینده نیز می توان محاسبه نمود .

در گاهشماری قمری حقیقی روز اول سال با دیدن ماه نو شروع می شود . ماهها حتما یک در میان 29 و 30 روز نیستند ممکن است گاهی چهار ماه پشت سر هم 30 روزی و سه ماه پشت سر هم 29 روزی باشند. این وضع سبب می شود در نقاط مختلف اختلاف پیدا شود و قاعده ای نیز برای یافتن ماههای کبیسه در گذشته و آینده وجود ندارد . در نتیجه در کارهای علمی و محاسبات تاریخی از گاهشماری متوسط و درکارهای جاری از گاهشماری حقیقی استفاده می شود . در ایران گاهشماری قمری حقیقی است .

 

گاهشماری های ایرانی :

بر اساس مطالعات انجام شده توسط محققان داخلی و خارجی ، ایرانیان قرنها پیش از هخامنشیان با صورت های فلکی آشنا بودند و رابطه ی طلوع و غروب خورشید با کشاورزی و زندگی خود را     می شناختند . گواه بر این مدعا نقش های مختلف از جنگ شیر و گاو همچنین صورت های فلکی شیر گاو گاو کژدم ماهی بز کوهی شیر خورشید ماه و غیره بر سفالینه هایی است که از حفاری های باستان شناسان در هفتوان (در نزدیکی دریاچه ارومیه ) تپه سیلک تپه یحیی در کرمان و جاهای دیگر بدست آمده است .

 

گاهشماری هخامنشی :

در این دوره گاهشماری خورشیدی قمری متاثر از گاهشماری بابلی با جشن های ایرانی است. نام این ماهها بر اساس کتیبه ی بیستون و لوحه های تخت جمشید مشخص شده است   (به دلیل نا مانوس بودن این اسامی نوشته نشد . )برای رفع مشکل سال قمری بابلی ابتدا بر اساس دوره هشت ساله بعدا در زمان داریوش اول دوره نوزده ساله متونی برای وارد کردن یک ماه اضافی در زمان مناسب متداول گردید مبدا گاهشماری هخامنشی جلوس پادشاهان بود که اشکال بزرگی در تقویم آنها به حساب می آید .

گاهشماری اوستایی کهن : به نظر می رسد این گاهشماری قبل از هخامنشیان نیزدر بین زردشتیان رایج بوده است در این گاهشماری که شباهت های زیادی با گاهشماری اوستایی نو دارد دوازده ماه 30 روزی بود و پنج روز با نام خمسه یا اندر گاه به سال اضافه می شده است سال 365 روزی است و به شش بخش نامساوی تقسیم می شده است :

گاهنبار اول 60 روز ،جشنواره بهاری گاهنبار دوم 75 روز ، نیمه تابستان گاهنبار سوم 30 روز ،موسم درو و خرمن گاهنبار چهارم 80 روز باز گشت گاوان و گوسفندان از علفزار ها گاهنبار پنجم 75 روز وسط زمستان گاهنبار ششم 45 روز فعال شدن طبیعت .

هر یک از گاهنبار ها به عیدی ختم می شد که عید بزرگ نوروز نیز به این اعیاد اضافه می شده است .

 

گاهشماری اوستایی نو :

با تسلط هخامنشیان بر مصر تقویم پیشرفته  مصریان بر تقویم ایرانیان تاثیر گذاشت . دو شباهت بین تقویم مصری و اوستایی نو به چشم می خورد     1- هر روز از ماه نامی خاص دارد 2- روز نوزدهم در هر دو تقویم نیز به نام ماه اول سال خوانده می شود . آغاز سال نقطه اعتدال بهاری است. سال 365 روز دارد .لذا از یک چهارم غفلت می شد در نتیجه پس از از 120 سال یکماه به 120 مین سال اضافه می کردند .که این سال سیزده ماهی و هیجک (بهیجک و یا وهیچک ) می نامیدند .

در این گاهشماری جشنواره ای پنج روزی در پایان هر شش گاهنبار مقرر شده بود که فقط در روز آخر آن جشن گرفته می شد .

در این تقویم هر یک از روز ها نامی خاص داشت .هر ماه به چهار بخش تقسیم شده بود . بخش های یکم و دوم هفت روزی و بخش های سوم و چهارم هشت روزی بودند . روز اول بخش یکم به نام اهورا مزدا و روزهای اول سه بخش دیگر "دی"خوانده می شدند . که برای جلوگیری از اشتباه کلمه دی به نام روز بعد علاوه می شد "دی به آذر "دی به مهر "دی به دین ". روزهای اندرگاه یا خمسه نیز نام های خاصی داشتند . نام ماه ها نیز شبیه نام های کنونی بود:

-----

نام کنونی

ریشه اوستایی

معنی

فروردین

faravasi

نیروی پیش برنده

اردیبهشت

Asa-vahista

راستی وپاکی

خرداد

Ha-orvatata

کمال وخرمی

تیر

tastarya

تشتر(ستاره باران)

امرداد

ameratata

بیمرگی-جاودانگی

شهریور

Xsatra-vairya

کشور مطلوب

مهر

misra

محبت-فروغ مهر

آبان

apam

آب

آذر

adar

آتش

دی

datosu

دادار-آفریدگار

بهمن

vohumana

نیک اندیشی

اسفند

Spenta-armaiti

فروغ مقدس-مهرپاک

 

گاهشماری سلوکی :

پادشاهان سلوکی گاهشماری هخامنشی(بابلی) را پذیرفتند، اما نام ماهها را به مقدونی تبدیل کردند . مبدایی نیز بنیان نهاده شد که جلوس سلوکوس اول (بنیانگذار آن ) بود ؛و سایر پادشاهان سلوکی آن را تغییر ندادند .

گاهشماری پارتی :

اشکانیان به تقلید از سلوکیان آغاز فرمانروایی خود یعنی سال 65سلوکی (247 م ) را به عنوان سال اشکانی و مبدا تقویم اختیار کردند و آن را در سراسر دوره فرمانروایی خود رعایت کردند . از کشفیات اخیر بر می آید که اشکانیان روز و ماه اوستایی نو را عینا به کار می بردند اما سال را بر اساس مبدا خود می شمردند .

 

 

گاهشماری سا سانی :

همان گاهشماری اوستایی نو است .اما در طول دوره سا سانی سال بهیجک از نظم خارج شد و سر انجام هم در نظر گرفته نشد . بر خلاف دوره اشکانیان و سلوکیان مبدا تقویم جلوس هر یک از پادشاهان گردید . فقط آخرین پادشاه یعنی یزد گرد سوم مبدایی مقرر داشت که هم اکنون در جوامع زردشتی ایران و هند و پاکستان آن را رعایت می کنند و ده سال از مبدا تاریخ هجری عقب تر است .

گاهشماری دوازده حیوانی :

اصل این گاهشماری به آسیای مرکزی بر می گردد. از دوره مغول در ایران رواج یافت . در دوره صفوی واردتقویم رسمی شد . در این گاهشماری ماهها قمری  29 یا 30 روزی و سالها خورشیدی است . ماهها نام ندارد اما به زبان ترکی شماره دارند (ماه اول ماه دوم ................) در یک دوره 19 ساله دوارده سال دوازده ماهی و هفت سال سیزده ماهی شمرده می شود .

گاهشماری جلالی :

در زمان ملکشاه سلجوقی توسط گروهی مرکب از هشت ریاضیدان از جمله خیام اسفزاری خازنی و واسطی مامور اصلاح گاهشماری شدند . این گاهشماری از جمعه یکم فروردین 458 هجری شمسی (نهم رمضان 471 هجری قمری ) آغاز شد . اصول این تقویم مطابق با تقویم کنونی ماست در این تقویم برای رعایت دقت بیشتر کبیسه های چهار سالی و پنج سالی در نظر گرفته شد .  

به نوشته ی استاد احمد بیرشک عدد 2820 پایه محاسبات خیام برای تعیین کبیسه بوده است .این دوره 2820 ساله به 21 دوره 128 سالی ویک دوره 132 سالی تقسیم می شود وهردوره 128 سالی دو دوره33 سالی ویک دوره 29 سالی ویک دوره 37 ساله را شامل می شود .(لحظه تحویل سال یا گذر مرکز زمین برنقطه اعتدال بهاری درطول شبانه روز بعداز 2820 سال عینا تکرار می شود) سال های کبیسه درتقویم جلالی ثابت نیستند. معمولا کبیسه بعد از چهارسال اجرا می شود لیکن دریک دوره128 سالی  چهار مرتبه کبیسه بعد از پنج سال اجرا می شود.

-------------------------------------------------------------------

-------------------------------------------------------------------

جدول کبیسه دریک دوره 128 سالی درتقویم جلالی:

کبیسه چهارسالی

کبیسه پنج سالی

 

29

25

21

17

13

9

5

62

58

54

50

46

42

38

34

95

91

87

83

79

75

71

67

صفر

124

120

116

112

108

104

100

 

این جدول را استاد احمد بیرشک به خیام نسبت داده است . از جدول فوق برای تعیین سال های کبیسه درسالهای قبل بدین صورت استفاده می شود :سال موردنظر را به رقم 2346 جمع می کنند وحاصل را بر2820 تقسیم می کنند وباقی مانده را برعدد 128 تقسیم می کنند .حال اگر باقی مانده دوم درجدول فوق باشد ،آن سال کبیسه است وگرنه کبیسه نیست .مثال:3677=1321+2346

857باقی مانده اول----3677:2820

89باقی مانده دوم----857:128                      دراین مثال باقیمانده دوم (89) درجدول نیست. پس این سال کبیسه نمی باشد .

 

[ دوشنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ] [ 03:21 ب.ظ ] [ گروه علوم اجتماعی و جغرافی ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 82621