X
تبلیغات
نماشا
رایتل
گروه آموزشی علوم اجتماعی و جغرافی در سوریه و لبنان و اردن
 
قالب وبلاگ

واژگان کلیدی: حقوق،شهروند، حقوق شهروندی ،استعمار،یاریگری،مشارکت

مقدمه

اجتماعی شدن جریانی است که بر اساس آن شخص در طول حیات خویش عناصر اجتماعی ،فرهنگی محیط خود را فرا می گیرد ودرونی می سازد تا خود را با محیط اجتماعی که باید در آ ن زندگی کند ،تطبیق دهد.در جریان اجتماعی شدن ، ابتدا فرد با امور اجتماعی گرایش و علاقه پیدا می کند و بعد در عمل آن ها را به کار می بندد. عمق و وسعت جامعه پذیری بستگی به این دارد که گرایش به ارزش های اجتماعی تا چه حدی در وجود افراد اندرونی شده باشد .هر قدر گرایش هاو نگرش های فرد  قوی ترباشد ، رفتار های اجتماعی او استحکام بیشتری خواهد داشت.

احتیاجات اساسی جوانان در دوره ی بلوغ که زمینه ساز اجتماعی شدن آن ها را فراهم می آورد بدین قرار است:

1-               احتیاج به استقلال عاطفی

2-               احتیاج به فهم حقوق شهر وندی

3-               احتیاج به استقلال اقتصادی

4-               احتیاج به رشد اخلاقی

5-               احتیاج به درک اهمیت خانواده

با گذشت زمان و بروز واقعیت های اجتماعی مختلف در جامعه تقویت مهارت های اجتماعی مختلف در شهر وندان جامعه ضرورت پیدا می کند ویکی از موارد مهمی که این کتب باید به آن بپردازد توجه به شهر وند وحقوق شهروندی است .آن چه در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد شهروند وحقوق شهروندی با تاکید بر کتب تعلیمات اجتماعی ویژه ی دوره ی راهنمایی است.(1)

حقوق واهمیت آن

انسان طبعا"اجتماعی و به اصطلاح(مدنی بالطبع)است ،او بر خلاف اکثر حیوانات به تنهایی قادر به رفع نیاز مندیهای همه جانبه اش نیست و چنان چه بخواهد یک زندگی سعادتمندانه ،داشته باشد،بایدبا همنوعانش گرد هم آمده هر کدام بار مسئولیت گوشه ای از اجتماع را عهده بگیرند.یکی کشاورزی می کند ،دیگری نساجی ،آن یکی خیاطی وآن دیگری کفاشی و........

 بدیهی است که در چنین زندگی تعاونی اجتماعی،مقرراتی لازم است تا وظایف و تکالیف افراد را تعیین کند وحدود روابط و پیوستگی های آنان را بگیرد ودر صورت اصطحکاک منافع،جلو تجاوز و تعدیات آنان را بگیرد ،واین همان رمز پیدایش حقوق است .از همان زمانی که بشر از غار نشینی بیرون آمد و تشکیل اجتماع ومدینه داد ،دارای حقوق ومقرراتی اگر چه ابتدایی بوده،که باتکامل جامعه گسترده تر وکاملتر گردید.(2)

شهروند کیست؟

مفهوم شهروند یکی از دیر پاترین مفاهیم اساسی است که از دوره ی یونان باستان تا کنون مورد توجه کلیه ی نظریه پردازان سیاسی قرار گرفته است.اگر بنویسیم این مفهوم همپا با مفاهیمی چون دولت وحکومت عمری دراز دارد ،نکته ای به گزاف نگفته ایم .در مقدمه می توان گفت:کلمه ی شهروند از حیث واژه شناسی به دوران ظهور اندیشه ی سیاسی در یونان و روم بر می گردد.این واژه بر گرفته از واژه ی لاتینی سیوتیاس(civitas)است و در یونان به کسانی که در دولت _شهر (police )به دلیل سکونت در شهر دارای حقوق سیاسی بودند اطلاق می گردید.مفهوم شهروند در مسیر تطور تاریخ زندگی بشر متحول شد.

 افلاطون شهروند را یکی از محورهای اساسی تاسیس دولت وحکومت مطلوب می داند .او شهروندان را به لحاظ طبیعی یکسان نمی دانست و طبیعت نابرابر انسان ها بر تحصیل فضیلت آن ها نیز مؤثر بود زیرا در نظر وی کسی که قادر به تحصیل فضیلت وسجایای انسانی و اخلاقی بیشتر باشد از حق بیشتری نسبت به دیگران در جامعه برخوردار است.

 ارسطونیز همانند استادش حقوق شهروندی را یک امتیاز سیاسی تعریف می کند با این تفاوت که ارسطو حقوق شهروندی را یک حق برابر برای کسی که شهروند محسوب می شود دانست واز طبقه بندی شهروندان به طور جدی احتراز نمود .وی در تبیین اندیشه ی شهروندی خویش ،شهروند را کسی می داند که ازحق احراز مناصب و حق اشتغال در وظایف داوری برخوردار باشد. نقطه ی جدای ارسطو با افلاطون انفکاک مفهوم فضیلت انسانی با فضیلت شهروندی در نظر ارسطو است.(3)

شهر وندی از دید گاه برایان ترنر وپیتر هامیلتون به معنای مجموعه ای از حقوق و وظایف معرف عضویت سیاسی،اجتماعی است و نتیجه ی آن چیزی که منافع جمعی را به گروه های اجتماعی ،خانواده و افراد تخصیص می دهد. به عبارت دیگر شهروندی نظام های فرد در پاسخ به مسائلی چون نابرابری های اقتصادی_ اجتماعی وسیاسی است.

 راف دارندرف با رویکردی انتقادی بر این عقیده است که احتمالا هیچ مفهوم یا ایده ی دیگری به اندازه ی شهر وندی در تاریخ انسان با خواسته هایی برای برابری وآزادی ترکیب نمی شود .اما چنین ترکیب هایی ایستا نیستند ،این صاحب نظر سه عنصر از نقش شهروند را از هم تفکیک می کند:

اول:مجموعه ی حقوق برابر برای کسانی که آن را حفظ می کنند.

دوم:فرصت های مشارکت در زندگی اجتماعی.

سوم:حقوق کلی وعمومی مربوط به اعضای یک جامعه با مرز های مشخص.

وی معتقد است که در دنیای مدرن هر سه عنصر دستخوش دگرگونی شده وبرای همه وجود ندارد.

 موریس جانووتیز با مروری تاریخی بر مساله شهروندی و بررسی کاربرد های مختلف آن توسط رهبران و روشنفکران و افراد عادل سه گونه تعریف را از هم تفکیک می کند.

1-شهروندی شامل مجموعه ی تعهدات وحقوق مشخص واگذار شده به افراد شایسته در یک دولت خاص شامل دولت شهر های باستانی و دولت ملت در دوره معاصر.

2-شهروندی به صورت یک قضاوت اخلاقی در بر گیرنده ی مجموعه ی اخلاق و فضایل فردی به عنوان یک شهروند خوب واقعی .

3- شهروندی مشتمل بر حمایت دولت از اعضای خود ،ایجاد فرصت هایی از طرف دولت برای اعضاءدر زمینه ی مشارکت سیاسی.(4)

  از دید گاه ماکس وبر شهروند بودن به معنای توانایی مشارکت در تصمیم گیری و تنظیم سیاست ها و نیز شرکت داشتن در انتخابات رهبران است.

حقوق شهروندی

بیشتر دولت های ملی در اثر کوشش های پادشاهانی که به گونه ای موفقیت آمیز ،قدرت هر چه بیشتری رادر دست خود متمرکز ساختندبه صورت نظام های سیاسی متمرکز و کار آمد در آمدند.دولت دارای حاکمیت در آغاز دولتی نبود که شهروند آن ازحقوق مشارکت سیاسی برخوردار باشد.این حقوق تا اندازه ی زیادی از طریق مبارزاتی که قدرت پادشاهان را محدود کرد،یا عملاآنان را برانداختند ،گاهی از راه انقلاب ،مانند موارد فرانسه یا ایالات متحده ی امریکا کسب گردیده اند.

 تی اچ مارشال سه نوع حق در ارتباط با رشد شهروندی تشخیص داده است.(1973marshall)

  حقوق مدنی :به حقوق فرد در قانون اطلاق می شود .این حقوق شامل امتیازاتی است که بسیاری ازما آن ها را امروز بدیهی می دانیم ،اما به دست آوردن آن ها زمانی دراز طول خواهد کشید و به هیچ وجه در همه ی کشورها شناخته نشده اند .حقوق مدنی شامل آزادی افراد برای زندگی در هر جایی که انتخاب می کنند ،آزادی بیان و مذهب ،حق مالکیت و حق دادرسی یکسان در برابر قانون است این حقوق در بیشتر کشور های اروپایی تا اوائل قرن نوزدهم به طور کامل بعضی از گروه ها از آن مستثنی شدند.اگر چه قانون اساسی این گونه حقوق را قبل از آن که بیشتر کشور های اروپایی بدست آورند به امریکاییان داده بود،اما سپاهیان مستثنی گردیده بودند.حتی بعداز جنگ داخلی ،هنگامی که رسما این حقوق به سپاهیان داده شد، آن ها قادر به اعمال آن نبودند.

دومین نوع حقوق شهروندی ،حقوق سیاسی است،به ویژه حق شرکت در انتخابات و انتخاب شدن .این حقوق نیز به آسانی و به سرعت به دست نیامد.جزدر ایالات متحده ی امریکا.دستیابی به حق رای کامل حتی برای همه ی مردان پدیده ی نسبتا جدیدی است وبه ناچار می بایست با مبارزه در برابر حکومت هایی که مایل به تصدیق حق رای همگانی  مردم نبودند ،به دست آید.در بیشترکشورهای اروپایی ،در آغاز حق رای محدود به شهروندان مردی بود که مالک میزان معینی دارایی بودندو حق رای به گونه ای مؤثر به اقلیتی ثروتمند محدود گردید .نه تنها زنان بلکه اکثریت جمعیت مرد از حق رای محروم بودند.حق رای همگانی برای مردان اکثرا در سال های نخستین قرن حاضر به دست آمد.زنان ناچار گردیدند مدت زیادی انتظاربکشند، در بیشتر کشور های غربی حق رای برای زنان تا اندازه ای در نتیجه ی مبارزات جنبش های زنان و تا حدی در اثر بسیج زنان در اقتصاد رسمی در طی جنگ جهانی اول کسب گردید.

  در حالی که در اروپا مردم حقوق قانونی و سیاسی کسب می کردند ،در بسیاری از نقاط دیگر جهان استعمار در حال پیشرفت بود ،ملل مستعمره ،تقریبا بدون استثناء، از حقوق شهروندی کامل در دولت های مادر در رژیم استعماری (ومعمولا در درون خود دولت های استعماری نیز )محروم بودندکه بتوان به آن ها اجازه ی مشارکت در حکومت داد.امکان مساوی در نظر گرفتن آن ها با احتیاجات مهاجران سفید پوست حتی به تصور نیز در نمی آمد .اکثریت جمعیت تنها  با از میان رفتن استعمار در قرن بیستم حقوق قانونی و سیاسی به دست آورد .

 سومین نوع حقوق شهروندی که مارشال تشخیص می دهد ،حقوق اجتماعی است. این حقوق به حق طبیعی برای فرد،بهره مند شدن از یک حداقل استاندارد و رفاه اقتصادی و امنیت مربوط می شود. این حقوق شامل حقوقی مانند مزایای بهداشتی و درمانی ،تامین اجتماعی در صورت بیکاری و تعیین حداقل سطح دستمزد است.

 به سخن دیگر ،حقوق اجتماعی به خدمات رفاهی مربوط می شود .واگر چه در بعضی کشور ها ،مانند آلمان قرن نوزدهم ،انواع مختلف مزایای رفاهی قبل از این که حقوق قانونی وسیاسی به طور کامل برقرار شوند،معمول گردیده است .ولی در بیشتر جوامع حقوق اجتماعی آخرین حقوقی بوده است که پدید آمد.علت این امر آن است که دست یابی به حقوق مدنی وبه ویژه حقوق سیاسی معمولا اساس مبارزه برای کسب حقوق اجتماعی بوده است .حقوق اجتماعی تا اندازه ی زیادی در نتیجه ی نیروی سیاسی ای که گروه ها وطبقات فقیر تر توانسته اند از طریق به دست آوردن حق رای کسب کنند بر قرار گردیده است.

 گسترش حقوق اجتماعی ،اساس آن چیزی است که دولت رفاه نامیده می شود. دولتی که تنها از جنگ جهانی دوم به بعد پا گرفته است.دولت رفاه در جایی وجود دارد که سازمان های حکومتی برای کسانی که توانایی تامین زندگی خود را به قدر کافی از طریق اشتغال مفید ندارند-بیکاران ،بیماران ،ازکارافتادگان و پیران ،مزایای مادی فراهم می کنند.شالوده های دولت رفاه در بریتانیا در دهه ی 1930 ،تااندازه ی زیادی در نتیجه ی سیاست های حکومت حزب کارگر که بلا فاصله بعد از جنگ انتخاب گردید بنیان نهاده شده است(1987،ashford).همه ی کشور های فقیرتر جهان این مزایا تقریبا وجود ندارند.(5)

حقوق شهروندی از منظر نهج البلاغه

در کتاب شریف نهج البلاغه اقسام مختلف حقوق شهروندی مورد توجه امام (ع)قرار گرفته و به مناسبت هایی از همه ی آن ها بحث به میان آمده است.ایشان نسبت به جامعه زمان خود با دیدی جامعه شناسانه برخورد داشته اندکه می تواند در زمان ما نیز مورد استفاده قر ار گیرد.در این کتاب امام علی (ع)گاهی سخن از حقوق مدنی و اخلاقی و زمانی بحث از حقوق سیاسی و بین المللی و وقتی هم فرمایشی در مورد حقوق بشر و.... دارد.(6)

حقوق متقابل

 اصولا حق دو طرفه است اگربه نفع کسی علیه دیگری بهره ای قرار داده شده علیه او وبه نفع دیگری نیز نصیبی در نظر گرفته شده است. مثلا اگر کوچکتر موظف است بزرگتر را مورد احترام قرار دهد،بزرگتر نیز وظیفه دارد کوچکتر را مورد رحمت قرار دهد.اگر ملت وظیفه دارداز زمامدار اطاعت کندزمامدار نیز موظف است صلاح و مصلحت او رابر همه چیز حتی منافع شخصی اش مقدم بدارد.

انواع حقوق از دید گاه امام علی (ع)

الف- حقوق برادران دینی و دوستان

ب-حق همسایه

ج- حقوق متقابل زمامدار وملت

بزرگترین حق

به نظر امام (ع)حقوق متقابل زمامدار و ملت،از همه ی حق ها برتر وبالاتر است زیرا بقاءو شایستگی هر جامعه وجمعیتی به آن بستگی دارد وعدم رعایت همین حق است که  جامعه را به سراشیب سقوط می کشاند.

و- حق آزادی

ر- آزادی شخصی : یعنی آدمی مالک ارده و اختیار وسرنوشتش باشدو کسی حق نداشته باشدجان ومال و اراده اش را تملک کندو صاحب اختیار ش گردد.

ز-  آزادی فکری

ن-  آزادی سیاسی

ش-  آزادی بیان وقلم

 آزادی مدنی ومصادیق آن

1-               آزادی در مسکن

2-               آزادی کار

3-               حق آزادی در داشتن مال

4-               حق آزادی مذهبی

5-               حق برابری

6-               حق حیات وامنیت شخصی

7-               حق مبارزه باستم و ستمکار

8-               حق آموزش

9-               حق بهره مندی از یک زندگی انسانی

10-           حق رجوع به محاکم صالحه(7)

        

روابط سالم ومتقابل رهبر ومردم

 مردم!از پست ترین حالات زمامداران در نزد صالحان این است که گمان برندآن ها دوست دار ستایش اند،و کشورداری آنان بر کبر و خود پسندی استوار باشدو خوش ندارم در خاطر شما بگذرد که من ستایش رادوست دارم ،و خواهان شنیدن آن می باشم . سپاس خدا را که چنین نبودم و اگر ستایش را دوست می داشتم ،آن را رها می کردم به خاطر فروتنی در پیشگاه خدای سبحان ،و بزرگی و بزرگواری که تنها خدا سزاوار آن است . گاهی مردم ،ستودن افرادی را برای کار وتلاش روا می دانند. اما من از شما می خواهم که مرا با سخنان زیبای خودمستایید.

حقوق اجتماعی

 حق اگر به سود کسی اجرا شود ،ناگزیر به زیان او نیز روزی به کار می رود.و چون به زیان کسی اجرا شود روزی به سود او نیز جریان خواهد داشت. (8)

قوانین داخلی حقوق شهروندی

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

در اصل سوم دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف حقوق شهروندی ،همه ی امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:

1-               ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه ی مظاهر فساد وتباهی.

2-               بالا بردن سطح آگاهی های عمومی درهمه ی زمینه هابا استفاده صحیح از مطبو عات و رسانه ها ی  گروهی و وسایل دیگر.

3-               آموزش وپرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح،و تسهیل و تعمیم آموزش عالی.

4-               تقویت روح بررسی و تتبع وابتکار در تما م زمینه های علمی ،فنی ،فرهنگی واسلامی از طریق تاسیس مراکز تحقیق وتشویق محققان .

5-               طرد کامل استعمار وجلو گیری از نفوذ اجانب.

6-               محو هر گونه استبداد و خود کامگی وانحصار طلبی .

7-               تامین آزادی های سیاسی واجتماعی در حدود قانون .

8-               مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی ،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی خویش.

9-               رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه ،در تمام زمینه های مادی ومعنوی.

10-           ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور.

11-           تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور.

12-           پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی  جهت ایجاد رفاه  ورفع فقر وبر طرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه ومسکن و کار وبهداشت و تعمیم بیمه.

13-           تامین خود کفایی در علوم و فنون ،صنعت وکشاورزی و امور نظامی و مانند این ها.

14-           تامین حقوق همه جانبه افراد از زن ومرد وایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.

15-           تو سعه وتحکیم برادری اسلای و تعاون عمومی بین همه ی مردم .

اصل ششم

در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید با اتکاءآراءعمومی اداره شود،از راه انتخابات ،انتخاب رئیس جمهور ،نمایندگان مجلس شورای اسلامی ،اعضای شوراها و نظائراین ها،از راه همه پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می گردد.

اصل نوزدهم

 مردم ایران از هرقوم وقبیله که باشند از حقوق مساوی  بر خورداررند ورنگ ،نژاد،زبان  ومانند این ها سبب امتیاز نخواهند شد.

نمونه های دیگری از این اصول در رابطه با برخورداری از تامین اجتماعی ،آموزش وپرورش رایگان،مسکن متناسب با نیاز،شغل،ممنوع بودن تفتیش عقاید،در امان بودن جان ومال،حقوق ومسکن،دادخواهی،توجه به اقلیت های مذهبی وجود دارد که در اصول دیگر به آن اشاره شده و این نمونه ها حقوق ملت را در رابطه با حکومت و دولت نشان می دهد.(9)

فرهنگ یاریگری وانواع آن

دیگر بخش مورد توجه در حقوق شهروندی فرهنگ یاریگری است. یاریگری از ویژگی های جوامع سنتی است و جامعه ی سنتی ما نیز در گذشته و حال،در موارد گو ناگون و برای مقابله با دشواری های زندگی اجتماعی به چنین راه حل هایی نیازمند بوده و هنوز نیز نیازمند می باشد .(10)

 فقر اقتصادی ،فقدان امنیت  شرایط اقلیمی و جغرافیایی دشوار از سویی و فرهنگ یاری دوست و پر اخوت اسلامی و ایرانی از دیگر سوی،در درازنای زمان ،به ویژه روستاییان وکوچ نشینان ما را هر چه بیشتر به هم وابسته کرده است.(11)

یاریگری به سه دسته تقسیم می شود که شامل گونه های اصلی دگر یاری ،همیاری ،خود یاری میباشد.

-        دگر یاری کنشی است ،یک سویه ،عمودی یا افقی که بین همترازان و یا ناهمترازان جریان می یابد.چه در زمینه های عینی مادی ویا ذهنی ومعنوی.

-         همیاری جریانی است دو سویه و افقی که اغلب بین   کسانی که کم وبیش توانایی های مشابه و یکسان دارند یا کسانی که می توانند توانایی های همدیگر را تکمیل یا کمبود های یکدیگر را جبران کنند به وجود می آید.

-        خود یاری نیز نوعی یاریگری است که با کار فردی  شخص برای خودش تفاوت دارد .در خود یاری نیروی افراد یک کاسه و سازمان یافته می شود وکارایی لازم را برای پیشبرد هدف به دست می آورد .

دیگر زمینه ی مساعد برای توجه کافی به حقوق شهروندی و ارتباط متقابل بین مردم ،توجه به مشارکت در سطح متقابل بین مردم ودولت است.

 میسرا دریک تعریف مفهومی کلی از مشارکت چنین می گوید :مشارکت عبارت است از رشد توانایی های اساسی بشردر باروری نیروی تصمیم گیری وعمل، به نحوی که سنجیده و از روی فکر باشد.وی برای مشارکت چهار بعد قائل است:

1-                صیانت نفس

2-                درک نفس

3-                قدرت تصمیم برای خود

4-                تسلط بر نفس

توجه به امر مشارکت در بین افراد و مؤسسات جامعه زمینه ساز توسعه (خصوصا توسعه ی پایدار)است ودر هر اقدام تو سعه ای می بایست به انسان و ارزش ها وحقوق وی نیز توجه شودوبر مبنای همین رویکرد باید طبق نظر(( میسرا)) به شاخص ها ومؤلفه های ذیل توجه نمود:

1-               توجه به ارزش ها وکرامت انسانی

2-               افزایش اعتماد به نفس در انسان ها جهت تحقق احساس تعلق اجتماعی

3-               افزایش میزان درآمد مردم در راستای تامین نیاز های اساسی آن ها

4-               آزادی از هر نوع استبداد(12)

نتیجه گیری

محتوای آموزشی باید با علایق ،نیاز ها وتوانایی های ذهنی دانش آموزان هما هنگ باشد.این هماهنگی باعث می شود که فرد به موازات کسب علاقه و گرایش نسبت به موضوعات یاد گیری شناخت لازم را نیز کسب نماید.

 دانش آموزان در سنین دوره ی راهنمایی ،نیاز هایی مانند مشارکت در کار ها،عرضه حاصل کار خود،استقلال عاطفی ،مقبولیت ،نیاز به پایگاه اجتماعی را دارا هستند.

ارتباط برنامه درسی با زندگی روز مره یاد گیرنده یکی از نکات بسیار مهم آموزش است .محتوای کتاب نباید خشک وبی ارتباط با زندگی انسانی مطرح شود .بلکه باید به گونه ای تالیف گردد که دانش آموز احساس بکند که مسایل زندگی عملی او نیز کار برد لازم رادارد .با توجه به مطالب ارائه شده در این مقاله اهمیت بالای توجه به حقوق شهروندی و عمل به آن که باید به صورت متقابل انجام پذیرد،آشکار می شود .

از دیدگاه جامعه شناسانی چون گیدنز ومارکس وبرو......این حقوق می تواند راهبردی در جهت پیشرفت اجتماعی،فرهنگی وسیاسی جامعه به خصوص دانش آموزان باشد.از این مطلب غافل نشویم که بزرگان دین ما چون امام علی(ع) در کتاب شریف نهج البلاغه حقوق شهروندی را به زیبایی هر چه تمام تر بیان نموده و برای هر کدام راه حل مناسب را ارائه داده است .از طرف دیگر قوانین داخلی کشور ما نیز این حقوق را به خوبی مشخص وبیان کرده و وظایف حکومت را در رابطه با شهروندان ،که با عمل به آن هابه منصه ی ظهور می رساند.در مقابل مردم با توجه به وظایف خود حکومت ومسئولان را یاری می دهند.امروز بخش اعظم جمعیت کشور راجوانان به خصوص دانش آموزان تشکیل می دهندتوجه به حقوق اساسی آن ها (از جمله حقوق شهروندی )می تواند زمینه ساز جامعه ی سعادتمند و ایده آل باشد.اگر این امور از خانواده شروع شود ودر مدرسه دنبال گردد به طور حتم در اجتماع تاثیر ویژه ونهایی خواهد داشت.                                                                           

        خانواده

         مدرسه

        جامعه

از نظر آیزن وفیش بان رفتار بیشتر در حالتی قابل پیش بینی و درک و توضیح است که مابه قصد شخص در رفتار او توجه نماییم.                     

در کتب علوم اجتماعی مقطع راهنمایی توجه ویژه ای به حقوق شهروندی شده است ابتدا فرد به این حقوق گرایش وعلاقه پیدا می کندوبعد در عمل آن هارا به کار می بندد واین حقوق به صورت ارزش درآمده و هنجار های مناسبی باآن اخذ شده وبه آن توسط اوعمل می گردد.از طرف دیگر توانایی لازم را برای ایجاد روابط اجتماعی با گروه های مختلف بدست می آورد وقادر به ایفای نقش مؤثر خود در گروهها می شود.او ضمن تامین نیاز های خود با موسسات ارتباط لاز م و مناسب را بر قرار می کند.با رعایت قوانین و مقررات ،به نیاز های روز مره ی خود جامه ی عمل می پوشاند.او به عنوان یک شهروند می تواند نقش سیاسی خود را در سرنوشت سیاسی خود و جامعه ی خود ایفا کند.هم چنین در این کتب به ویژه سوم را هنمایی ،دانش آموز می تواند با نهاد های سیاسی ،ارتباط و همکاری لازم را به عمل بیاوردودر فعالیت های سیاسی ودفاعی،همکاری ومشارکت لازم را داشته باشد.

دانش آموز مهارت های اجتماعی از قبیل احترام به حقوق دیگران و شهروندان را فرا گرفته ودر محیط اجتماعی با یکدیگر به تعامل می پردازند.

پیشنهاد:

با توجه به این که کتب تعلیمات اجتماعی به حقوق شهروندی توجه دارندودانش آموزان در این زمینه مهارت های نظری وبه دنبال آن عملی راپیدا می کنند ،پیشنهاد می شود که در پایان کتاب های مورد نظر عنوان درسی با عنوان حقوق شهروندی مطرح شود.مثلادر کتاب تعلیمات اجتماعی اول تحت عنوان حقوق شهروندی (1)ودر کتاب دوم با عنوان حقوق شهروندی (2)ودر کتاب سوم با عنوان حقوق شهروندی (3).تا جذابیت و تاثیر رفتاری بیشتری را فراهم نمایدو دانش آموزان وظایف متقابل را با جدیت بیشتری دنبال کنند وبه اهداف مورد نظر دست یابند.        به امید آن روز          

فهرست منابع:

1-               گیدنز،آنتونی.جامعه شناسی.ترجمه منوچهر صبوری. تهران: انتشارات نی1376.

2-               ویرو پللو.شهروندو دولت.ترجمه ابوالفضل قاضی.تهران :انتشارات دانشگاه تهران1370.

3-               یاد نامه کنگره ی هزاره ی نهج البلاغه.1360

4-               قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران1368.

5-               مداح محمد،فصلنامه دبیر خانه علوم اجتماعی.شماره 7بهار1383.

6-               روش تدریس تعلیمات اجتماعی دوره راهنمایی تحصیلی.

7-               دشتی محمد،ترجمه نهج البلاغه چاپ هفدهم.زمستان 1382.

8-                محسن فرد رو،اصغر رضوانی ،دولت ،همگرایی و مردم.تهران :آن-1381.

9-               فرهادی مرتضی،فرهنگ یاریگری در ایران  جلد اول ، تهران ،مرکز نشر دانشگاهی1376.                              

جمهوری اسلامی ایران

وزارت آموزش وپرورش

مرکز امور بین الملل ومدارس خارج از کشور

مدیریت مدارس جمهوری اسلامی ایران در سوریه ،لبنان واردن

شهروند وحقوق شهروندی

گروه آموزشی علوم اجتماعی ،تاریخ وجغرافیا

مصطفی عطا الهی

سال تحصیلی 91-1390

               

[ چهارشنبه 7 دی‌ماه سال 1390 ] [ 10:04 ق.ظ ] [ گروه علوم اجتماعی و جغرافی ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 82621